X
تبلیغات
رایتل

رند عالم‌سوز

چهارشنبه 20 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 09:46 ق.ظ

برای او که گفت:

" زیر باراند، درختان که تعلق دارند

 ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد"

برای او که گفت:

"پشمینه‌پوش تندخو، از عشق نشنیده‌است بو

  از مستی‌اَش، رمزی بگو، تا، ترک هشیاری کند" 

برای او که گفت:

"مشکلی دارم، ز دانشمند مجلس بازپُرس

توبه‌فرمایان، چرا خود، توبه کمتر می‌کنند!" 

برای او که گفت:

"مِی‌خور، که، شیخ وُ حافظ وُ مفتی وُ محتسب

  چون، نیک بنگری، همه، تزویر می‌کنند"

برای او که گفت:

" وفا کنیم وُ ملامت کشیم وُ خوش باشیم

   که در طریقت ما، کافری‌است رنجیدن"

برای او که رندانه گفت، اسرار مگوی:

"رندان تشنه‌لب را، آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی‌شناسان، رفتند ازاین ولایت"

و همین آخری، را، هزار هزار کلمه می‌تون برایش نوشت، که حسین نیز می‌مُرد روزی، و هفتاد و چند رند عالم‌سوز همراهش نیز، مانند تو، مانند من، رند اگر نبودند که زحمت-هرچند جانکاه و خارج از تصور- صبح تا عصری، به جان نمی‌خریدند به بهای پرداخت جانی که دیر یا زود می‌دادند، آنجا نه! هرجا!، و جاودانگی بی‌مانند را بخرند؛ رندان پُرسود معامله می‌کنند و معاملهء 72رند دشت نی‌نوا، پرسودترین بود، برای‌شان...و جز لسان‌الغیب کسی بود که بتواند همه تاریخ را در یک بیت بیاورد؟

" در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کانجا

  سرها، بریده بینی، بی‌جرم وُ بی‌جنایت"

و رند شیرازی، خود می‌دانست چه می‌گفته، که کلامش چونان گوته را هم، به شاگردی گرفته باشد، و نیز می‌دانست، ارجش در نزد اهل دل را:

" بر سر تُربت ما چون گذری، همت خواه

   که زیارت‌گه رندان جهان خواهد بود"

..........................................................................................

این صفحات نباید که تقویم تاریخ شود اما نمی‌شود از برخی ننوشت

امروز، روز اوست!

او که از یازده سالگی‌ات، افتخاری بود داشتن‌اش، هرچند نفهمیدی‌اش 




del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo